ترکیه و بازی بزرگ جدید، در نظام جهانی

5/5 - (6 امتیاز)
دکتر محمد عیسی نژاد

دکتر سید محمد عیسی نژاد

کارشناس مسائل بین المللی

11 آذر 1401

عنوان بازی بزرگ، اشاره به رقابت استعماری بریتانیا و روسیه، در دل قاره کهن و هندوستان دارد. بازی که با برد لندن تمام شد و الگوئی شد، برای بازی های مشابهی که تحت عنوان بازی بزرگ جدید شناخته می شدند.

اگر از سیاق تاریخ نگاران، درباره ی قرون گذشته فاصله بگیریم، باید به نقش بازیگران کوچک و میانه هم، در این بازی ها بنگریم. شاید تقابل دو تمدن دریاپایه و خشکی پایه در میعادگاه همیشگی، یعنی اروپای شرقی، هم سزاوار اطلاق بازی بزرگ جدید باشد. عنوانی دهن پرکن برای ترکیدن عقده های قدرت طلبانه مردان سیاست که به بهای آوارگی و مرگ ضعفا است.

شاید برای فهم ماجرا بهتر باشد، بیش از عصر بازی بزرگ لندن و مسکو در عمق تاریخ خود را مغروق سازیم، جنگ های پلوپونزی پس از آن رخ داد که، آتن سرخوش از زنجیره کامیابی ها به فکر ایجاد نظمی نوین در جهان هلنی آن روزگار برآمد. درست مانند ایالات متحده پس از فروپاشی شوروی؛ اما در هر دو مورد، نتیجه دور از انتظار رهبران مظفر بود.

شرایط بغرنج کنونی جهان را هم، به همین اعتبار می توان، با جنگ های پلوپونزی قیاس کرد. یک سو، قدرتی دلخوش به متحدین ریز و درشت قرار دارد که تعریفی پیچیده، چندجانبه و مبتنی بر ایجاد نظم و نهادسازی از قدرت، و در طرف دیگر رهبرانی تمامیت خواه، بسیار علاقه مند بر سلطه و توسعه ارضی که تعریفی مبتنی بر، قدرت نظامی و تسلیحات پرشمار و با قدرت تخریب بالا از قدرت دارند، درست مانند اتحادیه آتن و اسپارت و همراهانش.

در این بین برخی کشورها همانند: ترکیه در برزخ مقیاس ها گرفتارند، ترکیه امروز نه آنقدر بزرگ است که‌، بتواند در برابر این دو راه سوم و منحصر به خود ارائه دهد و نه آنقدر کوچک که به‌ سرسپردگی یکی از این دو درآید؛ همچنین ترکیه چه با عنصر اسلام و چه عنصر ترکی، کاملا متمایز از دیگر اعضای ناتو و جهان اسلاوها و ارتدوکس ها است.

ترکیه تاریخی پر از افتخار و رنج دارد و این دو هرگز اجازه نمی دهد، جامعه ترکیه از بار گذشته فارغ شود و چون سنگاپور و امارات متحده عربی، صرفا معطوف به آینده باشد.

 باز هم اگر بخواهیم گذشته را چراغ راه آینده کنیم، چیزی شبیه، آلمان نیمه اول قرن بیستم که برای اروپائی بودن زیادی بزرگ بود و برای جهانی بودن زیادی کوچک. این نقل هنری کیسینجر درباره آلمان کهن اما نو شده، نقطه پایان آن آلمان را نشان داد، انتحار تحت لوای رهبری بلیغ و سخیف. اما کشورهائی چون ترکیه که در حال مشق دموکراسی هستند و سابقه تحزب و فشار افکار عمومی را یدک می کشند، توسط رهبرانی اداره می شود که تاریخ قرن بیستم را خوب بلد هستند و می دانند برگزیدن راه سوم، لزوما به معنای برد نیست، آنها احتمالا با چکیده آثار هانا آرنت آشنا هستند

و درست مانند آلمان نازی که سعی کرد، در برابر لیبرالیسم و سوسیالیسم، به هویت اصیل آلمانی پناه برد و آخر سر، سر از جنگل های سیاه درآورد.

به نظر می رسد، ترکیه به دنبال بازی در وسط زمین است. کشوری که، خود را عضوی نرمال از جامعه جهانی نشان می دهد، درباره اصلاحات در سازمان ملل متحد و خصوصا شورای امنیت، داد سخن می راند و از ضرورت هائی چون حذف زباله های پلاستیکی و گازهای گلخانه‌ای آگاه است، کشوری که هم عضو ناتو است و هم یکی از مهم ترین همسایه ها و شرکای روسیه؛ کشوری که توانست در هیاهوی جنگ اوکراین و بیم از نبردی هسته ای، ترانزیت غلات راعملی سازد و تداوم بخشد.

 

کشوری که، در اروپا با اسلام و در جهان مسلمانان با غربی سازی، دوره آغازین اصلاحات شناخته می شود و میزبان ایاصوفیه است، بنائی که آنقدر بین مسجد و کلیسا بودن در کشش بود که، تا همین اواخر موزه ای بینافرهنگی تلقی می شد. ترکیه امروز تلاش می کند، خود را بازیگری مستقل و تامین کننده منافع ملی خود تعریف کند و هزینه سیالیت ناشی از آن را هم بپذیرد.

 پس از ناکامی های پی در پی در جنگ داخلی سوریه، جنگ اوکراین، فرصتی ارزنده برای مشق خواسته ها و تجارب گزاف است. ترکیه با میانجیگری در بحران ارسال غلات، اعلام نارضایتی از تداوم جنگ و حفظ رابطه با تمامی طرفین جنگ، نشان داد که می خواهد در سطحی بالاتر از گذشته بازیگری کند و با تاکید بر حقوق خود در شمال سوریه و عدم ابا از تنش و حتی درگیری مستقیم با نیروهای آمریکائی، فرانسوی و روسی، تلاش دارد وزن و نقش جدید خود را به قدرت های مقابل بقبولاند.

حال که سخن از جنگ های پلوپونزی شد، باید از توسیدید و نگرش مبتنی بر واقعیت و عدالت او هم یاد کنیم، اگر با نگرشی توسیدید به جنگ اوکراین و تلاش ترکیه، برای بالا رفتن از نردبان حوادث بنگریم، باید به تداوم تباهی نوع بشر در اصرار به جنگ و خونریزی تاسف بخوریم و به این نکته کوچک شاد باشیم که، اکنون قدرتی حاکم بر اسپارت است که می تواند نگرشی چندجانبه به قدرت و جنگ داشته باشد. 

این پیشرفت کوچک پس از قرن ها، دلخوشی است که راهی میانه بین واقع بینی و ایده آل گرائی نشان می‌دهد. درست مانند راهی کوچک در بین بوته های مزارع اسطوخودوس اسپارتا.

همچنین ببینید

جلسات رسمی در ترکیه

نگاهی به روایت مایک پامپئو از جلسات رسمی در ترکیه

اخیرا مایک پامپئو کتاب خاطرات خود تحت عنوان هرگز یک اینچ ندهید: مبارزه برای آمریکایی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.